×
گیلان ورکشاپس
ثبت نام و ورود
مجموعه گیلان ورکشاپس
درباره ما ارتباط با ما قوانین کارگاه‌های شما
کارگاه‌های روانشناسی
دوره‌های زبان انگلیسی
دپارتمان پژوهشی
مقالات آموزشی
مقالات روانشناسی اخبار روز
محصولات آموزشی
راهنمای وبسایت

شاید ACT رویکرد اصلی شما شود؟!

توسط مدیر وبسایت در

1397.10.21


درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ((Acceptance and Commitment Therapy (ACT) چیست؟
اکت در اصل نوعی رفتار درمانی است و موضوع آن "عمل" است، اما نه هر نوع عملی، بلکه عملی که اولا ارزش محور باشد و در ثانی عملی که ذهن آگاهانه باشد. اکت به مراجع کمک می کند آنچه واقعا برایش مهم است را بشناسد و سپس از او می خواهد از این ارزش ها برای تغییرات رفتاری در زندگی استفاده کند. 
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نامش را از پیام اصلی اش می گیرد:آنچه را که خارج از کنترل شخصی ات است بپذیر و به آنچه که زندگی ات را غنی می سازد متعهد باش. همه ما موقعیت هایی را تجربه کرده ایم که پنداشته ایم از پس انجام کاری برنمی آییم. ذهنمان به شکل غیرمنصفانه ای ما را با دیگران مقایسه کرده و یا تلاش های ما را نادیده گرفته است و یا ذهنمان خاطرات دردناک گذشته را چنان با شفافیت و وضوح به ما یادآوری کرده که گویی هم اکنون در حال تجربه آن رنج ها هستیم. اگر ذهن شما نیز چنین است به نظر می رسد که شما ذهن عادی دارید . اکت معتقد است که فرآیندهای روانشناختی ذهن انسان ویرانگر هستند و چنانچه افراد این احساسات را جدی بگیرند در وضعیت ناراحت کننده ای قرار خواهند گرفت. 
مبنای نظریه اکت این است که ریشه این مشکلات ذهنی در ارتباط دوسویه ای است که میان ذهن و زبان قرار دارد. اکت به شما مهارتهای روانشناختی را یاد می دهد که بتوانید افکار و احساسات دردآور را به طور موثر تحمل کنید به طوری که تاثیر و نفوذ کمتری بر شما داشته باشند. و از طرف دیگر به شما کمک می کند تا بفهمید واقعا چه چیزی برای شما مهم و معنادار است. اینکه واقعا در اعماق قلبتان به چه چیزی اهمیت می دهید . اینکه دوست دارید چه کسی باشید و در طی عمر کوتاهتان در این کره خاکی چه کاری انجام دهید. زمان حال بسیار ارزشمند است، همین حالا است که همه چیز واقعیت دارد، تنها زمان حال است که تغییر را ممکن می سازد، اما ما از قدرت جادوی زمان حال بی خبریم. یا به طور مداوم غرق در اشتباهات گذشته هستیم و به طور بی رحمانه ای خودمان را سرزنش می کنیم و یا در آینده غرق می شویم و نگران فرداهای نیامده هستیم و در این بین جادوی زمان حال را از دست می دهیم. 
اکت با استفاده از تکنیک ها و استعاره ها به دنبال آن است که ذهن را از زندان گذشته و آینده رها سازد.
هدف اکت خلق یک زندگی غنی،کامل و معنادار در حالی است که فرد درد ناگزیر همراه با آن را می پذیرد.اگر فنی تر صحبت کنم هدف اکت افزایش انعطاف پذیری روان شناختی است. انعطاف پذیری روانشناختی به معنای توانمند بودن در زمان حال،گشودگی نسبت به تجربه و اقدام در جهت ارزش های زندگی است.ما به دنبال آن هستیم که مراجعین در نهایت به چنین وضعیتی برسند. 

کل مدل اکت بر مفهوم کلیدی "کارایی" استوار است. این مفهوم را خوب به خاطر بسپارید،چرا که قلب هر مداخله ای که در اکت انجام می دهین مفهوم "کارایی" وجود دارد. در اکت ما روی اینکه فکری درست یا غلط است تمرکز نمی کنیم بلکه در مورد "کارآمد بودن" آن فکر می کنیم. به عبارت بهتر می خواهیم بدانیم که فکری که در سر ما وجود دارد ما را به سمت یک زندگی غنی تر،کامل تر و معنادار پیش می برد یا خیر؟


شش فرآیند مرکزی درمانی در ACT عبارتند از: 
*ارتباط با لحظه حال (PRESENT MOMENT)
*هم جوشی‌زدایی (DEFUSION)
*پذیرش (ACCEPTANCE)
*خود به عنوان زمینه (SELF AS CONTEXT) 
*ارزش‌ها (VALUES) 
* عمل متعهدانه (COMMITTED ACTION)


* ارتباط با لحظه حال (بودن در اینجا و اکنون) ارتباط با لحظه حال به معنای حضور روان شناختی است: ارتباط هشیارانه و درگیر شدن با هر آنچه که در لحظه در حالِ اتفاق افتادن است. انسان ها در زمان حال بودن را بسیار سخت می یابند. ما ممکن است زمان زیادی را در افکار خود درباره گذشته یا آینده غرق شویم. یا به جای اینکه نسبت به تجربه ای که در حال حاضر داریم کاملا هشیار باشیم، ممکن است از طریق دستگاه هدایتگر خودکار "کاری را بدون اینکه به آن علاقه ای داشته باشیم انجام دهیم، چون مجبوریم." ارتباط با لحظه حال به این معنا است که آگاهی خود را به طور انعطاف پذیری به دنیای فیزیکی اطراف خود یا جهان روانشناختی درون مان یا هر دو وارد کنیم. همچنین به معنای توجه هشیارانه داشتن به تجربه اینجا و اکنون است به جای اینکه درون افکارمان گیر کنیم یا به صورت ناهشیارانه و از طریق هدایت گر خودکار عمل کنیم.

* هم جوشی‌زدایی (به افکارتان نگاه کنید) هم جوشی زدایی به معنای این است که یاد بگیریم از افکار،تخیلات و خاطراتمان جدا شویم یا گامی به عقب برداریم.به جای اینکه گرفتار افکارمان شویم یا با تهدید آنها وادار به انجام کاری شویم به آنها اجازه دهیم بیایند و بروند درست مانند ماشین هایی که در بیرون از پنجره ما در حال گذر هستند.عقب می رویم و افکارمان را تماشا می کنیم به جای اینکه با آنها قاطی شویم.ما برای اینکه ببینیم افکارمان چه هستند نظاره گر آنها می شویم.ما به جای اینکه آنها را محکم نگه داریم به آرامی نگه می داریم.

* پذیرش: به معنای فضا دادن و جایی ایجاد کردن برای احساسات،حس ها،میل ها و هیجانات دردناک است. ما مبارزه با آنها را کنار می گذاریم،به آنها فضایی برای نفس کشیدن می دهیم و اجازه می دهیم همانطور که هستند باشند.به جای جنگیدن با آنها،فرار کردن از آنها یا خسته شدن از آنها،فضای گسترده ای درون خودمان برایشان باز می کنیم و اجازه می دهیم که باشند البته این به معنای دوست داشتن یا خواستن آنها نیست.خیلی ساده به معنای ایجاد فضا برای آنها است.

* خود به عنوان زمینه: در زبان روزانه ما از ذهن صحبت می کنیم بدون توجه به دو عنصر مجزا مربوط به آن: خود فکری و خودمشاده گر.همه ما با فکر کردن با خود خیلی آشنا هستیم،بخشی از ما که همیشه فکر می کند.اما بیشتر افراد با نگاه کردن به خودشان نا آشنا هستند: جنبه ای از ما که آگاه است از هر آنچه که در هر لحظه فکر می کنیم،احساس می کنیم،می بینیم یا انجام می دهیم.برای مثال در طول زندگی بدن شما تغییر می کنند،نقش هایی که دارید تغییر می کنند اما شمایی که قادر هست به همه این تغییرات توجه یا نگاه کند.

* ارزش‌ها (بدانید چه چیزی مهم است): در اعماق قلبتان می خواهید زندگی تان چطور باشد؟ پای چه چیزی ایستاده اید؟ با زمان کوتاهی که روی این این سیاره دارید چه می خواهید بکنید؟ چه چیزی واقعا برای شما اهمیت زیادی دارد؟ ارزشها در واقع صفات مطلوب برای عمل مداوم هستند.داشتن ارزشهای واضح و روشن یک قدم اساسی در خلق زندگی پرمعنا است.ارزشها در واقع به ما جهت می دهند و سفر ما را به طور مداوم هدایت می کنند.

* عمل متعهدانه ( انجام دهید آنچه را که لازم است) عمل متعهدانه به معنای انجام عمل موثری است که توسط ارزش هایمان هدایت شده باشد. عمل متعهدانه به معنای "انجام دهید آنچه  را که لازم است" می باشد؛ برای داشتن زندگی ارزشمند حتی اگر درد و رنج به دنبال داشته باشد. 


انعطافپذیری روانشناختی (Psychological Flexibility): عبارت است از توانایی بودن در لحظه حال با آگاهی و گشودگی کامل نسبت به تجربیات مان و انجام عمل ارزش مدار. به طور ساده تر، توانایی بودن در زمان حال، فضا دادن به افکار و احساسات و انجام آنچه که مهم است. اگر بخواهیم تکنیکی صحبت کنیم، هدف اولیه اکت افزایش انعطاف پذیری روانشناختی است. هرچه توانایی ما برای هشیاری کامل، باز بودن نسبت به تجربیات مان و انجام عمل مبتنی بر ارزش هایمان بالاتر باشد کیفیت زندگی ما هم بالاتر خواهد بود چرا گه می توانیم خیلی موثرتر به مشکلات و چالش هایی که به ناچار زندگی با خود دارد، پاسخ دهیم.


اصول درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) از جهات زیر با رفتاردرمانی شناختی (CBT) متفاوت است:
۱. از اهداف اصلی در درمان با مدل سی بی تی کمک به بیمار برای اجتناب از تجارب ناخوشایند درونی است، در مدل اکت اصل بر پذیرش افکار است، در این مدل با استفاده از امثال و تجارب قبلی فرد به او نشان داده می شود که در فرار از این تجارب درونی موفق نبوده و فرار از آنها موجب تشدید آنها شده است.

۲. در سی بی تی اهداف درمانی توسط درمانگر تعیین می گردد. مثلا درمانگر به فرد آموزش می دهد که برای رسیدن به یک زندگی بهتر لازم است که فعالیت های شغلی و تحصیلی خود را بیشتر پیگیری کند. در روش اکت این خود مراجع است که بر اساس تجارب قبلی و احساسات درونی خود، ارزش های واقعی زندگی خود را تعیین می کند و در جهت رسیدن به آنها تلاش می کند.

۳. در مدل سی بی تی فرد تشویق می شود تا به اتفاقات قبلی و احساسات یا افکار همراه با آن فکر کند و تلاش کند آینده را براساس تجارب قبلی پیش بینی نماید.
اما در اکت مراجع یاد می گیرد که پیش بینی های قبلی او عموما همخوانی با واقعیت نداشته اند، حال او باید بیاموزد که چگونه در زمان حال زندگی کند و ارتباط مناسب تری با تجارب درونی خود برقرار نماید.

۴. در رفتاردرمانی شناختی همواره شاهد آن هستیم که تجارب احساسی قبلی به تجارب فعلی متصل شده اند،این اتصال موجب می گردد که افراد نتوانند با بسیاری از تجارب خود ارتباط برقرار نمایند و آنها را به گونه منحصر به فرد تعبیر و تفسیر کنند.
در روش درمانی اکت این اتصال از بزرگترین موانع درمان تلقی می گردد و درمانگر تلاش می کند با تکنیک های مختلف این اتصال احساسی را از بین ببرد.
۵. در مدل سی بی تی دائما به محتوای افکار، احساسات و خاطرات توجه می گردد و تلاش می گردد تا تغییراتی در نحوه برداشت فرد و تعبیر و تفسیر او از وقایع ایجاد گردد، اما درمانگر اکت بیش از آنکه به این محتوا توجه کند این افکار را به عنوان یک محتوا در " خود" فرد می بیند و تلاش می کند به فرد نشان دهد که وجود این افکار جداست و این افکار در وجود او جریان دارد، نه اینکه بخشی از وجود او را تشکیل دهند. این خود موجب کاهش اتصال افکار و کاهش ارزش آنها می گردد.
۶. درمانگر شناختی رفتاری معمولا در طول فرآیند درمان هر بار تعیین می کند که چه اهداف رفتاری انجام شود و چه رفتارهایی هنوز انجام نگردد.
اما در مدل اکت هیچ محدودیت درونی برای انجام رفتار درمانی وجود ندارد و مراجع موظف است بر اساس قدم های رفتاری که برنامه ریزی کرده است،در مسیر درمانی حرکت نماید. انجام بی قید و شرط تعهدات از اصول روان درمانی اکت است.
روند درمان در اکت به این صورت است که پس از قرارداد درمانی در ابتدا با استفاده از تشبیهات، استعارات و مثال ها روش های ناکارآمد قبلی فرد مورد بررسی قرار می گیرد و به او نشان می دهیم چگونه روش های اجتناب و کنترلی ناکارآمد بوده اند و منجر به تشدید مشکلات شده اند.سپس کمک می نماییم تا مراجع اتصال شناختی را کاهش دهد و با احساسات درونی خود ارتباط بهتری برقرار کند، باید کمک کنیم مراجع ارزش های شخصی خود که تاکنون به آنها بی توجه بوده را مشخص کند، فعالیت های لازم را برای رسیدن به این ارزشها تعیین نماید و در نهایت کمک کنیم فرد فعالیت های لازم را برای رسیدن به اهداف خود به انجام برساند.

 

منبع: رهایی از زندان ذهن متیو مک کی و اکت به زبان ساده راس هریس

گردآورنده: نیلوفر سلطانی فر، کارشناس ارشد روانشناسی

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
برای ارسال نظر لازم است وارد سایت شوید